به گزارش مرز اقتصاد، به نقل از ایرنا، محمدحسین مهدویان را شاید بتوان به عنوان پرچمدار سینمای نوین انقلاب نامید؛ کارگردانی که متولد رسانه ملی و پروشیافته سازمان اوج است. او با آثار استراتژیک(راهبردی) خود در عرصه سینمای دفاع مقدس و انقلاب نشان داده، فردی امین و البته کاربلد برای نظام است که میتواند حساسترین موضوعات و کلیدیترین مقاطع تاریخ انقلاب و دفاع مقدس را روایت کند و قاب بگیرد.
۱. بیشک مهدویان، یکی از مهمترین خروجیهای گام سوم انقلاب در عرصه سینماست؛ فیلمسازی از دهه ۶۰ که توانست از فرصت ایجاده شده به نحو احسن استفاده کند و در راستای اهداف مشخص شده، آثار استراتژیک نظام را به بهترین شکل به تصویر بکشد. وجه تمایز مهدویان با همنسلان و دیگر فیلمسازان گام سوم انقلاب این بود که او با تکیه بر دانش و سواد سینمایی خود توانست اهدافی که نظام برای تبین موضوعات مختلفش در نظر داشت را در قالب آثاری ارائه دهد که هم به لحاظ ساختاری آثار قابل اعتنا و با پشتوانهای باشند و هم بتواند مخاطب عام را با خود همراه سازد. «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «نیمشب» و حالا سریال خانگی «کلاغ» مصداق بارز این اتفاق هستند.
۲. رسانه ملی در همه این سالها تلاش کرده تا در عرصه فیلمسازی، زمینه را برای رشد استعدادها مهیا کند و مهدویان یکی از همان استعدادهاست که توانست از بستری که تلویزیون برایش مهیا کرد نهایت استفاده را ببرد و با ساخت سریال مستند- داستانی «آخرین روزهای زمستان» نشان دهد که این رسانه به درستی بر روی یک نیروی کارآمد و مستعد سرمایهگذاری کرده است. از همین روست که بلافاصله سازمان اوج از او برای ساخت یکی از آثار مهم خود یعنی «ایستاده در غبار» دعوت به همکاری میکند.
۳. موفقیت مهدویان در عرصه سینما با «ایستاده در غبار» همراه با پشتوانه سریال «آخرین روزهای زمستان» موجب شد تا او به یک کارگردان استراتژیست برای نظام تبدیل شود و روایت موضوعات حساسی چون ماجراهای گروهک منافقین در اوایل دهه ۶۰ به اوسپرده شود و در ادامه، شرایط برایش مهیا شود تا در قالب فیلمی با نام «لاتاری» وارد حیطه حساستری شود؛ حیطهای که در آن قرار بود در پس یک داستان عامهپسند، چهره واقعی کشوری چون امارات متحده عربی را رو کند؛ آن هم در سالهایی که این کشور به منطقهای امن برای ایرانیان تبدیل شدهبود.
در واقع مهدویان توانست به بهترین شکل ممکن و در قالب یک اثر داستانی پرمخاطب در همان مسیری که چندین سال قبلتر «مسعود ده نمکی» با ساخت مستند «فقر و فحشا» حرکت کرده بود، گام بردارد و ماموریت این کارگردان را در روایت دشمنی پنهان امارات با ایران را به بهترین شکل ممکن به پایان برساند؛ خصمی که البته در جنگ تحمیلی سوم عیان شد.
۴. مهدویان حالا به کارگردانی تبدیل شده که میتواند در کوتاهترین زمان به اتفاقات مهم و حساس کشور به بهترین و هنریترین شکل، واکنش نشان دهد و آثاری چون «نیم شب» و «اهل ایران» را به ترتیب با موضوع جنگ ۱۲ روزه و چنگ رمضان کارگردانی و تولید کند؛ آثاری که واکنشی سریع به مهمترین اتفاقات رخ داده در کشور بود و توانست به شکلی دراماتیک مخاطب را با زوایای مختلف این دو جنگ تحمیلی مواجه کند.
۵. «کلاغ» تازهترین اثر ارائه شده مهدویان است که نشان از پختگی او در روایت داستانی در بستر انقلاب اسلامی و وقایع مربوط به آن سالها دارد. در همین زمینه آثار متعددی ساخته شده که برخی از آنها راوی خوبی برای وقایع آن سالها نبودند. بلکه بستر داستانشان تطهیرگاهی شد برای روزهای آلوده و آدمهای فاسدی که در آن دوران زیست میکردند. حالا باید کارگردانی میآمد تا از این تصویر مخدوش، یک تصویر عریان، درست و منطبق با حقایق ارائه میداد؛ آنهم در قالب اثری مخاطبپسند و بهدور از شعارزدگی. کارنامه مهدویان در زمینه ساخت آثار استراتژیک، او را بهترین گزینه برای رسیدن به این هدف تبدیل کرد و قسمت اول «کلاغ» نشان داد که هیچکس در انتخاب او اشتباه نکرده است.
