به گزارش مرز اقتصاد، به نقل از ایسنا، وقتی از طراحی کاراکتر و شخصیتپردازی برای کودک و نوجوان حرف میزنیم، در واقع داریم دربارهٔ هنرِ جهانسازی و خلق هویت صحبت میکنیم. کاراکترها، از انیمیشن و کتاب داستان گرفته تا بازیهای ویدیویی و تصویرگری، قهرمانهای ذهنی بچهها هستند که خیلی آرام دنیای فکری آنها را شکل میدهند. ما در شمارههای قبلی پرونده «کودک ایرانی با کدام قهرمانان بزرگ میشود؟» دقیقا روی همین نقطهٔ حیاتی دست گذاشتیم؛ روی خودِ فرآیند ایده، طراحی و خلق کاراکتر. گفتیم که چالش اصلی تنها فقدان خلاقیت یا طراح خوب نیست، بلکه از آن مهمتر این است که نمیتوانیم برای این کاراکترها یک زنجیرهٔ ارزش منسجم و ماندگار بسازیم. به همین دلیل است که حتی وقتی کاراکترهای جذابی طراحی میکنیم، حضورشان در فضای فرهنگی ما مثل یک موج زودهنگام و موقتی میشود و خیلی زود جای خود را دوباره به غولهای انیمیشنسازی دنیا میدهند.
در بخش اول گفتوگو با محسن سوهانی – نویسنده کتاب «هالیو، موج کرهای: قدرت نرم و دیپلماسی عمومی» و پژوهشگر رسانه – بیشتر از زاویه کلان و سیاستگذاری به این موضوع نگاه کردیم. آنجا بحث شد که چطور کشورهایی مثل کره جنوبی با یک برنامهریزی منسجم، کاراکترها و صنایع فرهنگیشان را فرامرزی کردند. سوهانی در آن بخش تأکید کرد که تا مدیریت فرهنگی ما از رویکردهای موازی دست برندارد، بسترسازی برای رشد این هنر – صنعت ممکن نخواهد بود.
حالا در بخش دوم این گفتوگو که هشتمین شماره پرونده «کودک ایرانی با کدام قهرمانان بزرگ میشود؟» است؛ وارد فرایندِ تخصصی خلق کاراکتر شدهایم. او در این بخش، فرمولهای ارتباطی و هنجاری برای جذب مخاطب نسل جدید را باز میکند و به این پرسش پاسخ میدهد که چطور باید بین مصلحت فرهنگی و میل مخاطب تعادل ایجاد کرد. او با نقد مدیریتهای کوتاهمدت و سلیقهای، به ما میگوید که چرا «سرمایه انسانی خلاق» بزرگترین دارایی ماست و با دست گذاشتن روی نقاط ضعف مدیریتی که به تعبیر خودش «چشم اسفندیار» فرهنگ ما شده، یک هشدار تاریخی را هم روایت میکند.

محسن سوهانی در بخش دوم گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به چگونگی موفقیت کشورهای شرق آسیا در صادرات کاراکترهای بومی و تسخیر بازارهای صنعت سرگرمی، انیمیشن و اسباببازی، توضیح داد: زمانی که از عرصهای تحت عنوان دیپلماسی عمومی نام میبریم، باید بدانیم که با یک حوزه میانرشتهای و دایرۀ گستردهای از تخصصهای متفاوت روبهرو هستیم.
او ادامه داد: یک سطح کلان این ماجرا، مدیریت و سیاستگذاری عمومی است، اما در حوزه اجرا ما به تخصصهای ویژهای نیاز داریم که طراحی شخصیت برای مخاطب کودک و نوجوان از مهمترین آنهاست. کسی که میخواهد در این حوزه فعالیت کند، باید آموزشهای مختلفی دیده و پایهای در علوم ارتباطات داشته باشد تا با مخاطبشناسی دقیق، ذائقه، میل و نیاز مخاطبش را بشناسد و به ویژگیها و مؤلفههای ابزار هنری که با آن اثر را خلق میکند، مسلط باشد.
نیاز به نیروی انسانی چندبُعدی
سوهانی با استناد به بیت معروف حافظ که میگوید «بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع مردم صاحبنظر شود»، تصریح کرد: برای موفقیت در این عرصه، نیاز به پرورش سرمایههای انسانی چندبعدی داریم. نکته قابل توجه این است که خود ایرانیها سدهها پیش از مطرح شدن این مقولههای میانرشتهای در دانشگاههای دنیا، کلیدواژهای به نام «حکیم» داشتند؛ برای نمونه حکیم عمر خیام همزمان منجم، ریاضیدان، فیلسوف و شاعر بود و به چندین هنر تسلط داشت. امروز دستکم مدیران و سیاستگذاران ما باید این توانایی را داشته باشند که هنرمندان و فعالان تخصصی را با اهداف راهبردی کشور همسو کنند.
چرا نمیتوانیم برای خودمان کاری کنیم؟!
این مدرس دانشگاه با ذکر مصداقی از توانمندی هنرمندان بومی در سطح بینالمللی، اظهار کرد: در جام جهانی قطر، طراح پکیج گرافیکی و هویت بصری مسابقات، یک جوان بیست و چندساله ایرانی بود که در آن مسابقه برنده شد و طرحش چقدر متناسب با هویت بومی آن کشور و برگرفته از «عقال» و شال عربی اجرا شد. وقتی ما چنین جوانان کاربلدی داریم، چرا خودمان نمیتوانیم هویت ملی و بومیمان را به کار بگیریم؟ پاسخ خیلی روشن است؛ مشکل اصلی در لایه مدیریت و خطمشیگذاری است.
سه عامل موفقیت کره جنوبی
او در ادامه با اشاره به مدل موفق کره جنوبی در برقرار کردن توازن میان استعدادها و ظرفیتهای تخصصی نظیر انیمیشن و موسیقی جذاب برای نسل جدید، گفت: از نگاه علوم ارتباطات، این تولیدات بر سه پایه «مخاطبپژوهی دقیق»، «پیام متناسب با هویت بومی» و «زبان و مدیوم رسانهای» استوار است. اگر بخواهید با موسیقی یا سینما کار کنید، باید زبان تخصصی آن را بلد باشید و این تخصصگرایی همان اصلی است که کُرهایها به خوبی به آن تن دادهاند.
سوهانی بزرگترین دستاورد این کشورها را «صنعتی کردن» این عرصهها دانست و تأکید کرد: صنعت یعنی حوزهای که اقتصادی و درآمدزا باشد و اتفاقا اقتصاد، خود محکی برای موفق بودن یا نبودن یک اثر ارتباطی یا رسانهای است. این کشورها با ایجاد یک سازوکار صنعتی، توانستهاند علاوه بر موفقیت در عرصه قدرت نرم و سیاسی، به اندازه درآمدهای نفتی و معدنی ما برای خود ثروتآفرینی کنند.
پر کردن فاصله میان مصلحت و نیاز مخاطب
او در پاسخ به تغییر ذائقه مخاطب و فاصله گرفتن کودکان و نوجوانان از الگوی سنتی قهرمانان دیزنی نظیر پرنسسهای منفعل و منتظر منجی، به تبیین مدل خلق کاراکتر در کره جنوبی پرداخت و توضیح داد: اگر بخواهیم این موضوع را در قالب یک فرمول و معادله در علوم ارتباطات توضیح دهیم، باید به سراغ «نظریات هنجاری» برویم؛ به این معنا که در یک فرایند ارتباطی ما با دو سر یک طیف روبهرو هستیم؛ یک سر طیف، مصلحت مدنظر ماست که مسائل مربوط به هویت ملی، اولویتهای فرهنگی و رویکردهای حاکمیتی کشور را شامل میشود و در سر دیگر طیف، نیاز و میل مخاطب قرار دارد.
سوهانی با تأکید بر اینکه مخاطب کودک و نوجوان ذائقه خاص خود را دارد و تغییر این ذائقه هرگز ناگهانی رخ نمیدهد، تصریح کرد: اصولا فرهنگسازی فرایندی زمانبر و نیازمند حوصله است. هر چقدر شما بتوانید بین این دو سر طیف، یک نقطه طلایی و تعادل پیدا کنید، موفقتر خواهید بود. این فریند باید به تدریج اتفاق بیفتد؛ یعنی خطمشیگذاران ابتدا باید فعالیتهای خود را مبتنی بر نظر و میل مخاطب آغاز کنند و سپس به تدریج بر او اثر بگذارند و وی را به سمت مصلحت فرهنگی بکشانند. این همان فرمول تدریجی است که کُره جنوبی برای فرهنگسازی موفق و خلق کاراکترهایش به کار گرفته است.
چالشهای عملکرد جزیرهای
این پژوهشگر رسانه در پاسخ به علت زودگذر بودن موج کاراکترهای ایرانی نظیر «بچه زرنگ» یا «پسر دلفینی» و فراموشی سریع آنها در بازار، ریشه اصلی را در جزیرهای عمل کردن دستگاهها و نهادهای اجرایی دانست و تاکید کرد: ما در کشور به این موضوعات به عنوان یک پروژه ملی و درازمدت نگاه نمیکنیم، در حالی که نگاه بلندمدت یکی از نکات کلیدی توسعه است. فرایندهای مدیریتی ما متأسفانه دچار نوعی نگرش کوتاهمدت، سلیقهای و شکننده است که با تغییر یک مدیر، پروژهها از اساس تغییر میکنند و این تزلزل، مانع رشد و توسعه واقعی میشود. توسعه نیازمند تداوم، راهبرداندیشی و اولویتبخشی به منافع ملی است.
او با انتقاد از عدم نگاه صنعتی به فعالیتهای هنری و فرهنگی در ایران، افزود: اقتصاد با فرهنگ نسبت بسیار نزدیکی دارد و نمیتوان این دو را از هم تفکیک کرد. بازارپردازی فرهنگی یک حوزه چندساحتی و میانرشتهای است که به همافزایی نهادها، دستگاهها و تخصصهای متفاوتی نیاز دارد تا در قالب یک روند حکمرانی، قطعات مختلف این پازل را کنار هم قرار دهند؛ اتفاقی که به دلیل ساختار سلیقهای مدیریت، در کشور ما رخ نمیدهد.
تقدم «ائتلاف مرجع» به «خلاقیت» در طراحی کاراکتر
این مدرس دانشگاه با اشاره به الگوهای موفق جهانی در بازارپردازی فرهنگی و استفاده هوشمندانه کُره جنوبی از ظرفیت گروههای موسیقی (کیپاپ) و اینفلوئنسرها برای تبلیغ و توسعه کاراکترها، به تشریح یک سازوکار ارتباطی پرداخت و گفت: در اینجا نیز پای همان همافزایی و نگاه سیستماتیک در میان است؛ قطعات منسجمی که در یک فرایند سیستماتیک به رشد هم کمک میکنند. ما در ارتباطات پدیدهای به نام «ائتلاف مرجع» داریم؛ به این معنا که وقتی شما یک برند را خلق میکنید و به موفقیت و مرجعیت میرسانید، از طریق ائتلاف با آن مرجع، میتوانید مخاطب و بازار جدیدی برای سایر محصولات و کاراکترهایتان جذب کنید.
سوهانی لازمۀ بهرهگیری از ظرفیت ائتلاف مرجع در کشور را تغییر نگرش مدیریتی دانست و تأکید کرد: تکیه بر این ظرفیتها پیش از هر چیز به همان همافزایی و نگاه سیستماتیک نیاز دارد و مؤلفه دوم که از اهمیت ویژهای برخوردار است، بحث «خلاقیت» است که مهمترین مولفه و توانایی در این عرصه به شمار میرود.
او با تعریف خلاقیت به عنوان متمایزترین «سواد» در دنیای مدرن، به چالشهای حفظ و پرورش استعدادها در عصر فناوریهای نوین اشاره کرد و گفت: در جهانی که به واسطه بستر اینترنت، موتورهای جستوجوگر و ابزارهای هوش مصنوعی، همه افراد به دانش و اطلاعات دسترسی دارند و حتی هوش مصنوعی بسیاری از مشاغل را تحت شعاع قرار داده یا تعطیل کرده است، آنچه کیمیا محسوب میشود، خلاقیت و سرمایه انسانی خلاق است؛ سرمایهای که مولفه اصلی صنایع خلاق به شمار میرود و تمامی جهان به دنبال جذب و پرورش آن هستند.
توان حفظ و بهکارگیری سرمایههایمان را نداریم
این فعال حوزه مدیریت فرهنگی با تأکید بر اینکه فعالیتهای هنری و فرهنگیِ مورد بحث دقیقا در اتمسفر صنایع خلاق تعریف میشوند، تصریح کرد: دستیابی به این سرمایه آسان نیست، حوصله میخواهد و سازوکار تخصصی میطلبد. ما استعداد و ظرفیت انسانی بسیار بالایی در کشور داریم؛ همانطور که پیشتر اشاره شد، پکیج گرافیکی جام جهانی قطر را یک جوان ۲۶ یا ۲۷ ساله ایرانی طراحی میکند، اما چالش اساسی ما در لایه حکمرانی، ناتوانی در حفظ، پرورش و بهکارگیری صحیح این سرمایههاست. از هر زاویهای که به پدیده نگاه کنیم، گرههای این کورس رقابتی باید در عرصه حکمرانی فرهنگی ما گشوده شود.
مراقب «چشم اسفندیار» خود باشیم
مدیرکل هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش با ابراز امیدواری نسبت به اینکه نقدهای تخصصی و دلسوزانه مورد توجه خطمشیگذاران قرار گیرد، به یک پیشینه تاریخی در حوزه آیندهپژوهی ایران اشاره کرد و گفت: امیدوارم این صحبتها تبدیل به تجربه معروف «صدایی که شنیده نشد» نشود. در دهه ۵۰، یک پروژه آیندهپژوهی در رادیو و تلویزیون وقت توسط دکتر مجید تهرانیان و دکتر علی اسدی انجام شد که نتایج آن نشان میداد سازوکارهای رسانهای وقت اشتباه است و نقدهای تخصصی باید جدی گرفته شود؛ اما آن صدا شنیده نشد و تاریخ مسیر خود را رفت. امروز نیز اراده حاکمیتی باید بر رفع نقاط آسیبپذیری متمرکز شود که حکم «چشم اسفندیار» ما را دارند.
سوهانی در پایان تاکید کرد: مفهوم قدرت و قوی شدن که یک نیاز انکارناپذیر در دکترین روابط بینالملل است، تنها به یک حوزه و ساحت خاص گره نخورده است؛ متأسفانه ما در ساختار کلان مدیریتی، از عرصههای نرم قدرت و ظرفیتهای بیبدیل صنایع خلاق که بخشی از آن در طراحی شخصیت و سپس بازارپردازی فرهنگی آن است غافل ماندهایم، در حالی که با اصلاح این رویکردها در حوزه حکمرانی، شاهد جهش و موفقیتهای چشمگیری در ابعاد ملی و بینالمللی خواهیم بود.
