به نقل از همشهری آنلاین، کیانوش جهانپور، پزشک و کارشناس سلامت در یادداشتی به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر، ۱۹ شهریور) نوشت: در جهان امروز، خودکشی دیگر صرفاً یک تراژدی شخصی یا خانوادگی نیست؛ این پدیده یکی از عمیقترین نشانههای اختلال در توازن سلامت روان، انسجام اجتماعی و دسترسی به حمایتهای بهموقع است. هر سال، هزاران خانواده در سکوتی دردناک با فقدانهایی مواجه میشوند که نه فقط جان عزیزانشان را گرفته، بلکه شبکهای از معنا، اعتماد و امنیت روانی را نیز درهم شکسته است. با این همه مهمترین حقیقتی که باید در روز جهانی پیشگیری از خودکشی تکرار شود، این است: خودکشی قابل پیشگیری است.
سازمان جهانی بهداشت در تازهترین دادههای خود اعلام کرده است که سالانه حدود ۷۲۷ هزار نفر در جهان بر اثر خودکشی جان میبازند رقمی بسیار بالاتر از مجموع قربانیان جنگها و اقدامات مسلحانه و قتلها و…، و اینکه خودکشی در میان افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله، سومین علت مرگ در جهان امروز است. این آمار فقط یک عدد نیست؛ نشانهای است از اینکه بحران خودکشی در مرزهای درمان، آموزش، خانواده، رسانه و سیاستگذاری حرکت میکند و اگر در یکی از این لایهها شکاف باشد، زنجیره حفاظت آسیبپذیر میشود. افزون بر این، حدود ۷۳ درصد موارد خودکشی در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ میدهد؛ نکتهای که نشان میدهد خودکشی، در کنار ابعاد بالینی، ریشههای اجتماعی-اقتصادی نیز دارد: نابرابری، بیکاری، ناامنی، انگ و دسترسی ناکافی به مراقبت و حمایت.
اما عددها، تمام داستان نیستند. پشت هر مورد مرگ، جهانی از رنجهای پیشینی وجود دارد: افسردگی درماننشده، اختلالات اضطرابی، سوءمصرف مواد، خشونت، انزوای اجتماعی، بحرانهای اقتصادی، تعارضات خانوادگی، و مهمتر از همه، احساس بیپناهی.
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند که بخش بزرگی از افرادی که به مرگ ناشی از خودکشی میرسند، پیشتر نشانههایی از رنج شدید، ناامیدی یا افکار خودآسیبرسان داشتهاند. به همین دلیل، خودکشی بیش از آنکه یک «لحظه» باشد، اغلب پایان تلخ یک فرایند طولانیِ خاموش است؛ فرایندی که اگر بهموقع دیده و جدی گرفته شود، میتواند مسیرش تغییر کند.
خودکشی: مسئلهای برای تمامی جامعه، نه فقط متخصصان
جهانپور در ادامه این یادداشت تاکید کرد: یکی از خطاهای رایج در مواجهه با خودکشی، تقلیل آن به حوزهای صرفاً روانپزشکی است. بیتردید، تشخیص و درمان اختلالات روانپزشکی نقشی حیاتی دارند؛ اما خودکشی در خلأ رخ نمیدهد. این پدیده در بستر روابط انسانی، اقتصاد، سیاست اجتماعی، کیفیت آموزش، رسانه و سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. به بیان دقیقتر اگر سلامت روان را همچون بنایی چندطبقه بدانیم، خودکشی زمانی رخ میدهد که هم در پیها ترک افتاده باشد و هم در طبقات بالا چراغ حمایت روشن نباشد.
به همین دلیل سازمان جهانی بهداشت در چارچوب ابتکار LIVE LIFE بر مداخلاتی تأکید میکند که همزمان چند سطح را هدف بگیرند.
– محدود کردن دسترسی به ابزارهای پرخطر
– گزارش مسئولانه در رسانهها
– تقویت مهارتهای زندگی و سلامت روان در نوجوانان
– شناسایی، ارزیابی و پیگیری زودهنگام افراد در معرض خطر
این چهار محور، در ظاهر سادهاند؛ اما در عمل، ستونهای یک سیاست پیشگیری واقعیاند. هیچ نظام سلامت مدعیِ بلوغ، نمیتواند در برابر خودکشی فقط به درمان پس از بحران اکتفا کند. پیشگیری، باید پیش از فاجعه آغاز شود.
تغییر روایت؛ از قضاوت به گفتوگو
شعار رسمی روز جهانی پیشگیری از خودکشی در دوره ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، «Changing the Narrative on Suicide» است؛ یعنی تغییر روایت درباره خودکشی. فراخوان اقدام سال ۲۰۲۶ نیز روشن و انسانی است Start the Conversationیعنی «گفتوگو را آغاز کن». این دو عبارت، در واقع یک انقلاب زبانی و فرهنگی را پیشنهاد میکنند: عبور از سکوت، انگ، شرمسارسازی و قضاوت، به سوی گفتوگوی باز، همدلانه و علمی.
چرا «روایت» مهم است؟ چون روایت، به رفتار شکل میدهد. وقتی جامعه خودکشی را صرفاً ضعف اخلاقی، خودخواهی یا بیایمانی بداند، افراد در معرض خطر، پیش از آنکه به کمک برسند، درون سکوت خود فرو میروند، اما وقتی جامعه میآموزد که افکار خودکشی علامتی از رنج شدید و نیاز فوری به حمایت است، آنگاه کمکخواهی بهجای شرم، به یک کنش شجاعانه تبدیل میشود.
در همین چارچوب، رسانهها نقشی تعیینکننده دارند. راهنمای رسمی سازمان جهانی بهداشت برای گزارشگری اخلاقی و مسئولانه درباره خودکشی، تأکید میکند که نباید روش، جزئیات مکانی یا روایتهای هیجانزده و تحریکآمیز منتشر شود زیرا چنین پوششهایی میتواند خطر تقلید را افزایش دهد. در عوض باید بر مسیرهای امید، بهبود، دسترسی به کمک و امکان مداخله زودهنگام تأکید کرد. به بیان دیگر، رسانه میتواند یا بخشی از زنجیره آسیب باشد یا بخشی از زنجیره نجات!
علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی
پیشگیری از خودکشی از جنس سیاستهای نمایشی نیست؛ از جنس مسئولیت اخلاقیِ مبتنی بر شواهد است. هر جامعهای که بخواهد با این بحران روبهرو شود، باید سه پرسش را صادقانه از خود بپرسد:
۱. آیا افراد در بحران به موقع شناسایی میشوند؟
۲. آیا مسیر دسترسی به کمک، روشن، آسان و بدون انگ است؟
۳. آیا حمایت پس از بحران، پایدار و چندلایه است؟
اگر پاسخ به هر یک از این پرسشها منفی باشد، بهبود واقعی رخ نخواهد داد. برای مثال، دادههای جهانی نشان میدهد که خودکشی در میان جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال، یکی از علل اصلی مرگ است؛ این یعنی بحران، نه حاشیهای و نه محدود به سنین خاص، بلکه مستقیماً آینده انسانی، آموزشی و اقتصادی جوامع را هدف میگیرد. جوانی که بهجای امید با احساس بیمعنایی زندگی میکند، تنها یک مسئله فردی نیست؛ یک هشدار اجتماعی است.
در کنار این دادهها، تحلیلهای جدیدتر از بار جهانی بیماریها نیز برآورد کردهاند که شمار مرگهای ناشی از خودکشی در برخی محاسبات سالانه از حدود ۷۴۶ هزار نفر در جهان عبور کرده است. تفاوتهای آماری میان منابع، نشاندهنده حساسیت ثبت، طبقهبندی و گزارشدهی در این حوزه است اما همه بر یک حقیقت همداستاناند: بار خودکشی بسیار سنگینتر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت.
امید، یک سیاست است
شاید مهمترین نکته در روز جهانی پیشگیری از خودکشی این باشد که امید را نباید مفهومی شاعرانه و منفعل دانست. امید، اگر بر پایه ساختارهای حمایت، دسترسی به درمان، آموزش عمومی و همبستگی اجتماعی بنا شود، خود یک سیاست پیشگیرانه است. جامعهای که میتواند گوش دهد، قضاوت نکند و کمک را بهموقع برساند، جامعهای است که در آن احتمال نجات افزایش مییابد.
بنابراین، ۱۰ سپتامبر فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآوری یک وظیفه جمعی است. وظیفهای برای خانوادهها، معلمان، پزشکان، روزنامهنگاران، سیاستگذاران و هر شهروندی که میتواند با یک گفتوگوی درست، یک سکوت خطرناک را بشکند. پیشگیری از خودکشی، پیش از آنکه پروژهای درمانی باشد، پروژهای انسانی است. و انسان در لحظهای که شنیده میشود، بسیار بیشتر از آنچه میپنداریم، به زندگی بازمیگردد.
اگر شما یا یکی از نزدیکانتان درگیر افکار خودآسیبرسان هستید، مراجعه فوری به متخصص سلامت روان یا مراکز بحران، اقدامی ضروری و نجاتبخش است. کمک خواستن، نشانه ضعف نیست؛ آغازِ مراقبت است.
