به گزارش مرز اقتصاد

در بازدیدی به مناسبت روز آتش‌نشانی و ایمنی، حجت الاسلام عباس دانشی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد ؛ به اتفاق جمعی از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه با حضور در یکی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی، ضمن عرض خداقوت و تبریک این روز، از تلاش‌های شبانه‌روزی آتش‌نشانان تقدیر کرد؛ در این دیدار، مسئولان آتش‌نشانی از آمار نجات ۳۷۰۰ نفر، کمبود نیرو، گرانی تجهیزات و افزایش مأموریت‌های مرتبط با قطعی برق و آسانسور سخن گفتند.

به مناسبت روز آتش‌نشانی و ایمنی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد به همراه معاونان و جمعی از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه، با حضور در یکی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی یزد، از تلاش‌های نیروهای عملیاتی تقدیر کرد. این بازدید با هدف عرض خداقوت، تبریک و گرامیداشت جایگاه آتش‌نشانان انجام شد. در پایان برنامه نیز با اهدای هدایا و شاخه گل از آتش‌نشانان تجلیل به عمل آمد.

در ابتدای نشست، مسئولان آتش‌نشانی درباره سازوکار اعزام نیرو توضیح دادند و گفتند مرکز پیام متناسب با موقعیت حادثه و نوع مأموریت، ایستگاه و خودروی تخصصی را اعزام می‌کند. به گفته آنان، مأموریت‌ها طیف گسترده‌ای از حریق و حادثه تا امداد و نجات، چاه و به‌ویژه حوادث آسانسور را شامل می‌شود. آنان اعلام کردند در سطح شهر یزد ۱۳ ایستگاه فعال وجود دارد که بسته به بافت شهری و تراکم جمعیت، حجم مأموریت‌ها متفاوت است.

مسئولان آتش‌نشانی با اشاره به افزایش مأموریت‌های آسانسور در پی قطعی‌های برق، نسبت به خطر خروج خودسرانه شهروندان هشدار دادند و توضیح دادند در آسانسور بین طبقات، با وصل ناگهانی برق امکان بروز حادثه جدی وجود دارد. آنان تأکید کردند نیروهای عملیاتی ابتدا برق اصلی را ایمن‌سازی می‌کنند و سپس با روش‌های فنی، کابین را هم‌سطح کرده و افراد را خارج می‌سازند. به گفته آنان، این حادثه‌ها افزون بر خطر جانی، موجب افزایش آمار مأموریت‌ها و فشار کاری بر نیروها شده است.

در بخش دیگری از این دیدار، موضوع کمبود نیرو و دشواری تأمین تجهیزات مطرح شد؛ مسئولان آتش‌نشانی اعلام کردند یزد نسبت به استاندارد با کمبود حدود ۱۲۰ نفر نیرو مواجه است و عملاً هر آتش‌نشان بار کاری سنگینی را بر دوش می‌کشد. آنان افزودند تجهیزات آتش‌نشانی باید همواره به‌روز شود اما واردات، خرید و نگهداری تجهیزات تخصصی به دلیل هزینه بالا و محدودیت‌های تأمین، دشوار است. در همین زمینه به هزینه بسیار بالای لباس‌های عملیاتی اشاره شد که برای نمونه، هر دست لباس تخصصی عملیات با قیمت بسیار بالا تهیه می‌شود.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد نیز با اشاره به حدیث «برترین اعمال دشوارترین آن‌هاست»، شغل آتش‌نشانی را از سخت‌ترین و در عین حال ارزشمندترین خدمات اجتماعی دانست و برای سلامتی نیروها در مأموریت‌ها دعا کرد. او با تأکید بر اینکه خدمت‌رسانی به مردم می‌تواند رنگ و معنای معنوی بیابد، از نقش آتش‌نشانان در بحران‌ها و حوادث سال‌های اخیر قدردانی کرد و یاد و نام شهدای آتش‌نشان را گرامی داشت. وی همچنین از همراهی انجمن‌های فرهنگی و هنری، هنرجویان و اصحاب رسانه در این بازدید تشکر کرد.

واکاوی و تحلیل :
اول: «آتش‌نشانی» به‌مثابه امنیتِ زیست شهری و سرمایه اجتماعی
آتش‌نشانی در شهرهای امروزی صرفاً یک سازمان واکنش به حریق نیست؛ بلکه یک سامانه چندکارکردیِ مدیریت خطر است که از حوادث ساختمانی تا امدادهای فنی و نجات را پوشش می‌دهد. وقتی در گزارش یک‌ساله از نجات ۳۷۰۰ نفر سخن گفته می‌شود، این عدد فقط آمار نیست؛ شاخصی از میزان تهدیدهای روزمره شهر و ظرفیت پاسخ‌گویی یک نهاد حیاتی است. همین شاخص، زبان مشترک مدیران شهری، رسانه و افکار عمومی برای سنجش تاب‌آوری شهر است.

بازدید مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه از ایستگاه آتش‌نشانی، یک پیام اجتماعی مهم دارد: امنیت شهری فقط محصول بودجه و تجهیزات نیست، محصول «همدلی عمومی» و «روایت درست» از فداکاری‌ها نیز هست. هرچه روایت‌های دقیق‌تر و انسانی‌تر از مأموریت‌های آتش‌نشانان منتشر شود، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی افزایش می‌یابد و در بزنگاه‌های بحران، همکاری شهروندان با نیروهای امدادی تقویت می‌شود.

تجلیل پایانی با اهدای هدایا و شاخه گل نیز صرفاً یک رسم نمادین نیست؛ نمادی از این است که جامعه، خدمت پرخطر را می‌بیند و قدردان است. این قدردانی اگر به سیاست‌های حمایتی منجر نشود، اثرش کوتاه‌مدت خواهد بود؛ اما اگر به مطالبه‌گری رسانه‌ای برای ارتقای تجهیزات، آموزش همگانی و تقویت منابع انسانی تبدیل شود، نقش راهبردی پیدا می‌کند.

دوم: فشار کاری، کمبود نیرو و پیامدهای پنهان آن
اعلام کمبود حدود ۱۲۰ نفر نیرو نسبت به استاندارد، یک هشدار سازمانی است. کمبود نیرو یعنی افزایش زمان پاسخ، فرسودگی شغلی، بالا رفتن خطای انسانی، و در نهایت بالا رفتن ریسک برای شهروند و آتش‌نشان. در حرفه‌ای که ثانیه‌ها تعیین‌کننده‌اند، استاندارد منابع انسانی بخشی از «ایمنی عمومی» است نه یک خواسته اداری.

وقتی گفته می‌شود هر آتش‌نشان عملاً کار دو نفر را انجام می‌دهد، باید به اثر دومینویی آن توجه کرد: اضافه‌کاری، خستگی مزمن، کاهش تمرکز در عملیات‌های پرخطر، و افزایش آسیب‌های جسمی و روانی. این پیامدها در کوتاه‌مدت ممکن است دیده نشوند، اما در بلندمدت هزینه‌های درمانی، افت کیفیت مأموریت‌ها و کاهش ماندگاری نیروها را بالا می‌برد.

نکته مهم دیگر، شکاف میان «انتظارات عمومی» و «توان عملیاتی موجود» است. در برخی حوادث بزرگ، مردم انتظار حضور گسترده نیروها و خودروها را دارند؛ اما محدودیت نیروی انسانی می‌تواند سطح پاسخ را کاهش دهد. بنابراین، شفاف‌سازی کمبودها در حضور رسانه‌ها، یک اقدام درست برای آگاهی‌بخشی و زمینه‌سازی مطالبه‌گری هدفمند است.

سوم: تجهیزات تخصصی؛ گلوگاه اصلی تاب‌آوری عملیاتی
آتش‌نشانی یکی از فناوری‌محورترین حوزه‌های خدمات شهری است؛ از لباس و دستگاه تنفسی تا ابزارهای نجات فنی و خودروهای تخصصی، همه باید متناسب با تهدیدهای جدید به‌روز شوند. وقتی مسئولان از دشواری واردات و هزینه‌های بالا می‌گویند، در واقع از «ریسک عقب‌ماندگی تجهیزاتی» سخن می‌گویند؛ ریسکی که مستقیماً جان نیرو و شهروند را تهدید می‌کند.

اشاره به هزینه بسیار بالای لباس‌های عملیات، یادآوری می‌کند که حفاظت فردی پایه ایمنی آتش‌نشان است. کاهش کیفیت یا کمبود این تجهیزات، نخستین حلقه‌ای است که در عملیات می‌شکند. حتی اگر خودرو و نیرو حاضر باشد، بدون حفاظت فردی استاندارد، عملیات به خطر می‌افتد و احتمال مصدومیت و تلفات بالا می‌رود.

از نگاه مدیریت شهری، تجهیز آتش‌نشانی هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاری برای جلوگیری از خسارت‌های بزرگ‌تر است. هر ریال در تجهیزات و آموزش، می‌تواند چندین برابر خسارت‌های مالی و جانی آتی را کاهش دهد. بنابراین، روایت رسانه‌ای از «هزینه‌های واقعی عملیات» باید به زبان قابل فهم برای افکار عمومی تبدیل شود تا حمایت اجتماعی از تخصیص منابع شکل بگیرد.

چهارم: قطعی برق و آسانسور؛ یک زنجیره خطر که باید شکسته شود
افزایش مأموریت‌های آسانسور به دلیل قطعی برق، نشان می‌دهد خطرهای شهری همیشه از حریق شروع نمی‌شوند؛ گاهی از زیرساخت‌های انرژی و مدیریت ساختمان آغاز می‌شوند. محبوس شدن در آسانسور علاوه بر ترس و اضطراب، می‌تواند زمینه خطاهای مرگبار مانند خروج خودسرانه را ایجاد کند؛ همان خطری که مسئولان آتش‌نشانی به آن هشدار دادند.
توضیح فنی نیروهای عملیاتی درباره قطع برق اصلی و هم‌سطح‌سازی کابین، یک پیام آموزشی روشن دارد: نجات آسانسور «کار تخصصی» است و دخالت غیرحرفه‌ای می‌تواند به حادثه شدید منجر شود. این بخش از سخنان قابلیت تبدیل به پیام‌های آموزشی کوتاه برای رسانه‌ها و شبکه‌های اطلاع‌رسانی شهری را دارد و می‌تواند تعداد مأموریت‌های پرریسک را کاهش دهد.

از نگاه پیشگیری، راه‌حل فقط افزایش مأموریت نیست؛ باید زنجیره خطر شکسته شود: افزایش ایمنی آسانسورها، الزام سرویس و نگهداری، پیش‌بینی برق اضطراری، فرهنگ‌سازی رفتار صحیح هنگام قطعی برق، و هماهنگی زیرساختی برای کاهش نوسان‌ها. این‌جا نقش رسانه و نهادهای فرهنگی برجسته می‌شود: «آموزش عمومی» مکمل «پاسخ عملیاتی» است.

پنجم: پیوند فرهنگ، رسانه و ایمنی؛ از تقدیر تا سیاست‌گذاری
حضور اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه در کنار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، ظرفیت مهمی برای تبدیل تجربه‌های آتش‌نشانان به «گفتمان عمومی ایمنی» ایجاد می‌کند. وقتی فرهنگ‌سازان کنار نیروهای عملیات می‌ایستند، پیام ایمنی از یک خبر سازمانی به یک موضوع اجتماعی تبدیل می‌شود.

تأکید مدیرکل بر معنابخشی به خدمت و پیوند آن با ارزش‌های دینی و اخلاقی، می‌تواند انگیزش اجتماعی را بالا ببرد؛ اما کار اصلی پس از این بازدید آغاز می‌شود: تولید محتوا، روایت‌گری دقیق از خطرات، مستندسازی فداکاری‌ها محتوا، روایت‌گری دقیق از خطرات، مستندسازی فداکاری‌هاکونی.

نهایتاً، تقدیر و شاخه گل زمانی اثر راهبردی پیدا می‌کند که به خروجی‌های قابل سنجش برسد: افزایش آموزش همگانی، بهبود بودجه تجهیزات، جذب نیروی جدید، و کاهش مأموریت‌های قابل پیشگیری. رسانه‌ها در این مرحله می‌توانند نقش «پیگیری‌گر» داشته باشند؛ یعنی از گزارش بازدید عبور کنند و مسیر نتیجه‌گیری را تا تحقق وعده‌ها دنبال کنند.

جمع‌بندی
این بازدید، هم یک رویداد قدردانی و اخلاقی بود و هم یک نشست اطلاع‌رسانی مهم درباره واقعیت‌های عملیات شهری در یزد؛ از آمار قابل توجه نجات ‌های عملیات شهری در یزد؛ از آمار قابل توجه نجات ۳۷۰۰ از قطعی برق، کمبود محسوس نیرو، و دشواری‌های تهیه و به‌روزرسانی تجهیزات تخصصی. سخنان مسئولان آتش‌نشانی و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان داد که ایمنی شهری فقط با عملیات قهرمانانه تأمین نمی‌شود، بلکه به پشتیبانی منابع انسانی و تجهیزاتی، آموزش عمومی، فرهنگ‌سازی رسانه‌ای و سیاست‌گذاری پیشگیرانه نیاز دارد. تجلیل پایانی با اهدای هدایا و شاخه گل نیز نماد قدردانی جامعه از خادمان خط مقدم ایمنی بود؛ قدردانی‌ای که اگر با پیگیری رسانه‌ای و تصمیم‌های اجرایی همراه شود، می‌تواند به افزایش تاب‌آوری شهر یزد بینجامد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *